متن روایت
شروع چهار بخش: ۰۰:۰۰، ۰۰:۲۵، ۰۰:۴۵ و ۰۱:۰۶؛ برای شنیدن هر بخش، دکمهٔ کنار شروع متن آن را بزنید.
بخش اول: درس استقامت از مستطیل سبز (تمثیل ورزشی)
همسنگرها، مسابقات فینال ورزشی رو دیدید؟ بعضی وقتا ستاره تیم وسط یه بازی حساس به شدت آسیب میبینه. سرش میشکنه و خونریزی میکنه. همه فکر میکنن الان تعویض میشه. اما اون بازیکن با همون سر باندپیچی شده برمیگرده تو زمین. میدونین چرا؟ چون میدونه تو فینال درد موقتیه، اما جام قهرمانی برای همیشه میمونه.
[شروع بخش اول: ۰۰:۰۰]
بخش دوم: تغییر میدان؛ از استادیوم تا بمباران اصفهان
حالا به این تصویر زوم کنید. اینجا استادیوم نیست. اینجا خیابونهای اصفهانه که دشمن برای به هم زدن تجمع مردم اونجا رو بمبارون کرده. قانون غریزه و منطق نظامی میگه صدای انفجار که اومد همه چیزو بنداز و جونت رو بردار و فرار کن. دشمن بمب انداخت تا پرچمها بیفته زیر دست و پا. اما سیستم عامل این آدم با یه منطق بالاتر کار میکنه.
[شروع بخش دوم: ۰۰:۲۵؛ تصویر را بزرگنمایی کنید.]
بخش سوم: پیروزی هویت بر جراحت (ایستادگی با پرچم خونین)
دستش آسیب دیده. غرق خونه. اما پرچم رو مثل یه گیره فولادی نگه داشته. دشمن میخواست با خون خیابون رو رنگ ترس بزنه. اما این هموطن با خون خودش پرچم سه رنگ رو امضا کرد. پیامش اینه: میتونی جسممو زخمی کنی اما نمیتونی هویتم رو از دستم بکشی بیرون.
[شروع بخش سوم: ۰۰:۴۵؛ به دست و پرچم در تصویر اشاره کنید.]
بخش چهارم: رسالت قهرمانان آینده (نتیجهگیری و دعوت به تفکر)
قهرمانای آینده، یه وقتایی دفاع از حق و حقیقت هزینه داره. شاید مسخره بشیم یا اینکه شاید تو فضای مجازی بهمون حتی حمله کنن. آیا... اما آیا اونقد از نظر ذهنی قوی شدیم که حتی وقتی ضربه میخوریم پرچم و اعتقادمون رو سفت بچسبیم؟
[شروع بخش چهارم: ۰۱:۰۶]

