پویش آغاز پُرقدرتمجموعه‌های روایت‌گری انجمن‌های اسلامی مدارس استان همدان
تصویر آیا پیروز شدیم؟
دانلود تصویر ↓

صوت روایت

دانلود صوت ↓

متن روایت

بخش اول: پیروزی نسبی و پیروزی مطلق

سوال پرسیدن که آیا ما واقعاً در جنگ تحمیلی سوم پیروز شدیم با چه منطق و ادله ای؟ دو تا پیروزی داریم: پیروزی نسبی، پیروزی مطلق. بازی ۹۰ دقیقه ای شروع شده تو فوتبال ما صفر صفریم. بعضی از مواقع همین صفر صفر پیروزیه چون ما تیممون در مقابل یه تیم ابرقدرت قرار گرفته است. میگیم آقا خیلی عالیه، صفر صفر پیروز شدیم. حتی یک صفر میشیم میگیم آقا پیروزیم خیلی عالی بازی کردیم. جالب بدونید تو جام جهانی قبلی حالا نمیدونم کدوم کشور بود، ما یک صفر باختیم و در دقیقه آخر یعنی فکر می کنم در دقایق اضافی هم اون یک گل رو خوردیم. چقدر مردم خوشحال بودن. با اینکه باخته بودیم اما همه خوشحال بودن که ما تونستیم دوام بیاریم. خیلی از مثلاً تیم هایی که هم ردیف ما بودن نمیتونستن این میزان دوام بیارن. خب برای ما خیلی این جذاب بود و خیلی فوق العاده بود. یعنی میخوام بگم پیروزی مسئله نسبیه. خب اگر یک صفر جلو باشیم تو دقیقه ۴۰ میگیم پیروزیم اما پیروزی مطلق نداریم، فعلا پیروزی نهایی به دست نیومده اما پیروزی موقت رو داریم. پس بنابراین بیاید یه ادبیاتی رو برای خودمون ایجاد کنیم: یه موقع پیروزی پیروزی نسبیه، یه موقع پیروزی پیروزی نهایی یا پیروزی غیرنهایی.

[راهنمای راوی: با لحن توضیحی و پرسشی آغاز کنید. پس از طرح سؤال نخست مکث کوتاه داشته باشید. مثال فوتبال و نتیجه‌های بازی را شمرده بخوانید؛ میان «پیروزی نسبی» و «پیروزی نهایی» مکث بگذارید. در پایان، تمایز دو اصطلاح را روشن و با سرعت متوسط بیان کنید.]

بخش دوم: دستیابی به پیروزی نسبی و دوام آوردن

من احساسم بر اینه عزیزان، ما امروز هم به پیروزی نسبی دست پیدا کردیم یعنی در نگاه خیلی از افراد باورشون نمیشد که ایران تا این حد بتونه دوام بیاورد. خب ضربه هایی خوردیم ضربه هایی هم زدیم. نه ضربه هایی که زدیم رو نباید نادیده بگیریم و کم اونها رو در نظر بگیریم نه ضربه هایی که خوردیم رو باید خیلی ساده انگاری بکنیم. بالاخره ما رهبر از دست دادیم، مرجع تقلید ما رو اینها شهید کردن خب این خیلی مسئله مهمیه. ما فرماندهان بسیار بسیار بزرگ و تراز اولمون رو از دست دادیم یعنی فرمانده کل سپاه، فرمانده کل ستاد مشترک خب اینها قطعا ضربه های بسیار بسیار سختی هست ما هیچ شکی در اینها نداریم. و ضربه های بسیار سنگینی هم ما به اونها زدیم. تقریبا دیگه در منطقه هیچ جایی نمونده از پایگاه های اونها که آشیانه هاشون، که جاهایی که براشون استراتژیک بوده و اونها رو ما زدیم و اتفاق بسیار بسیار فوق العاده ای افتاده است. پس بنابراین این پیروزی نسبی رو به نظر بنده بپذیریم که امروز با توجه به توان ایران و توان اونها، بودجه نظامی اونها، بودجه نظامی ما، دست اونها چگونه در عالم بازه و ما به دلیل تحریم ها دستمون بسته است تا یک حدودی در برخی از جاها، تونستیم بالاخره دوام بیاریم و مهمترین دلیلش اینه که ما از بین نرفتیم، رهبرمون از دست دادیم فرماندهانمون از دست دادیم اما کماکان هستیم و مردم هم زندگی روزمره خودشون رو دارن ما داریم زندگی می کنیم مثل شما، همه مردم دارن زندگی میکنن شما برید بیرون میبینید که بازار بازه مردم رفت و آمد دارن، مهمونی ها عروسی ها عزاها هر چیزی که وجود داره بالاخره سیر طبیعیه. بله نگرانی هست اما این نیست که ما بگیم آقا مردم دچار تشویش شدن مهاجرت های فرض بفرمایید میلیونی داره اتفاق میفته، همه کسب و کارها تعطیل شده، همه جا قفل زده است هیچکی خرید نمیکنه هیچ کسی نمی فروشد. نه این خبرا نیست همه جا چنان فروشگاه ها برید پر کالاست مردم هم میرن میخرن میان. سخته گرونه اما هست درسته؟

[راهنمای راوی: با لحن متین و تحلیلی بخوانید. پس از اشاره به ضربه‌های دو طرف مکث کوتاه بگذارید و بخش مربوط به فقدان افراد را آرام‌تر و محترمانه اجرا کنید. در توصیف زندگی روزمره سرعت را اندکی بیشتر کنید و پرسش «درسته؟» را با مکث پایانی بخوانید.]

بخش سوم: پیروزی غیرنهایی و جنگ در وقت اضافه

این یه مسئله و بحث پیروزی من حتی قائلم که ما پیروزیم و این پیروزی پیروزی نهایی نشده هنوز اما پیروزی غیرنهایی رو ما بهش رسیدیم. یعنی من به نظرم میرسه ما نیمه اول رو بردیم در تنفس نیمه دوم که بودیم که یادتون هست وارد نیمه دوم هم شدیم تو نیمه دوم هم بردیم و امروز در وقت اضافه داریم میجنگیم. من اونچه که تعبیر خودمه اینه که ما الان تو وقت اضافه ایم دو تا نیمه رو بردیم یعنی هیچ خدمت شما عرض بکنم که اتفاق خیلی بدی و ناگواری برای ما نیفتاده و طرف مقابل میخواد از این وقت اضافه کمال استفاده رو بکنه که یه ضربه ای به ما بزنه و این جنگ برده ما رو از ما بگیره و با هر صورتی هم که باشه حتی با اینکه تماشاگرها رو وارد بازی بکنه و اغتشاش ایجاد بکنه. اما ما اجازه این کار رو نخواهیم داد و ندادیم و نشده واقعاً این قصه و امروز نه تحلیل ما، تحلیل دنیا اینه که ایران الحمدلله تونسته تا حدود زیادی دوام داشته باشه و من احساسم بر اینه که ما اگر همین گونه که تا الان جنگیدیم انشالله بجنگیم پیروز نهایی هم ما خواهیم بود ضمن اینکه خداوند متعال هم مدد میده به ما ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم و ما به این گزاره ها تا بن دندان اعتقاد داریم.

[راهنمای راوی: با لحن توضیحی، استعارهٔ نیمه‌های فوتبال و وقت اضافه را روشن نگه دارید. پس از «وقت اضافه داریم میجنگیم» مکث کوتاه کنید. جمله‌های بلند را در نشانه‌های طبیعی گفتار نفس‌گیری کنید و عبارت قرآنی پایانی را شمرده و با احترام ادا کنید.]

بخش چهارم: پیروزی در میدان‌ها و اهمیت وحدت

هم در میدان نظامی پیروز بودیم هم در میدان خیابان پیروز بودیم. به نظر بنده ما در میدان دیپلماسی هم پیروز بودیم اما نه به این پیروزی این دو میدان نمیرسه اما در اونجا هم شیرمردانی بودند و هستند که دارن دفاع میکنن میجنگن منتها اقتضائات میدان دیپلماسی یه مقداری با اقتضائات میدان و با اقتضائات خیابان متفاوته اگرچه نقدهایی هم داریم بنده هم نقدهایی دارم که به جاش اگر مورد پرسش بود جواب میدادم. اما در هر صورت قائل هستم که ما پیروزیم و هیچ شکی در این نیست. همین قدر که دشمن عصبانی است، دشمن داره یه سری کارایی رو انجام میده که دچار استیصال شده کافیه. فقط بترسیم از واگرایی، بترسیم از اینکه همدیگر رو محکوم کنیم، بترسیم از اینکه همدیگر رو محکوم به مسائلی بکنیم که واقعاً اینگونه نیست. امروز مهمترین مسئله ما همونجوری که حضرت آقا فرمودند وحدت، وحدت، وحدت هست.

[راهنمای راوی: با لحن جمع‌بندی و سرعت متوسط بخوانید. میان سه میدان نظامی، خیابان و دیپلماسی مکث‌های کوتاه داشته باشید. بخش مربوط به واگرایی و محکوم‌کردن یکدیگر را آرام‌تر و هشداردهنده اجرا کنید؛ سه بار تکرار «وحدت» را واضح و با فاصله ادا کنید.]

دانلود تصویر ↓
تصویر کامل آیا پیروز شدیم؟